
"من معتقدم، زنها باید دیوانه باشند که فکر میکنند با مردها مساوی هستند!
همیشه بالاتر بوده اند … خیلی بالاتر …
هر چیزی را به یک زن بدهی آن را به بهترین مبدل میسازد.
اگر به او نطفه بدهی، او به تو یک فرزند میدهد.
اگر به او یک محل اقامت بدهی، آنجا را به یک خانه تبدیل میکند
اگر به او ماده ای غذایی بدهی، او به تو یک وعده غذایی میدهد …
زنها هدیه هایی را که دربافت میکنند، چندین برابر و بهترینش میکنند."

این بسیار مهم است که زنان و دختران ما در هر کجایی که هستند، در هر سطح فرهنگی و خانواده ای که قرار دارند با هر جور طرز فکر خانوادگی اعم از سنتی یا مدرن، حتما کتاب بخوانند تا یاد بگیرند چطور فراتر از قالب تفکری که در آن قرار دارند فکر کنند، احساس کنند، تصمیم بگیرند و عمل کنند و بتوانند با محیط اطراف ارتباط برقرار کنند. فکر و ذهن باید فاقد هر جور قالبی باشد زیرا قالب ها راه حل ها را محدود می کنند و برای تجربه زندگی بهتر باید بتوان به هر چیزی آزادانه از زاویه های متفاوت نگاه کرد. نگاه کردن به مسائل از زاویه های متفاوت امروز صرفا یڬ مهارت نیست بلکه نیاز تمام انسانها و علی الاخصوص زنان و دختران است تا با تصور زندگی بهتر فردای روشنتری را برای خودشان خلق کنند.
✍️ ~ دکتر فردین علیخواه:
در بانک مقابل باجه زن و مرد جوانی نشستهاند. هر بار کارمند چیزی میگوید مرد بهصورت زن نگاه میکند: چی میگه؟ گوشهایش سنگین نیست. اعتماد بنفس ندارد، ولی زن دارد و برایش توضیح می دهد. این روزها میبینم زنان در حال حرف زدن با فروشندگان هستند و شوهران نیم متر عقبتر ایستادهاند. زنان کاتالوگ میگیرند. میدانند کابینت آشپزخانه چگونه باشد بهتر است، خرید کدام خودرو به صرفه است، با گارسون چگونه باید حرف زد، منظور آژانس مسافرتی از اصطلاحات فنی چیست، مصرف کدام دارو بهتر است، فیلمهای خوب کدام اند و بچهها به چه کلاسهایی نیاز دارند. زنان قواعد زندگی جدید را یاد گرفتهاند. بهتر صحبت می کنند. با زمانه پیش میروند. روابط عمومی خوب و نقش پررنگی در انجمن های خیریه دارند. صف اول تجمعات محیط زیستی را زنان تشکیل می دهند. کلاسهای آموزشی مملو از زن است و در کانالهایی عضو هستند که مهارت هایی را برای زندگی آموزش میدهند. در مهمانیها علاوه بر هایلات شکلاتی و ماسک میوهای درباره محیط زیست، حقوق شهروندی و جریان پست مدرن صحبت می کنند و مردان از لاستیکهای دورسفید که خیلی ماشین را خوشگل میکند و نشان دادن گیف های سکسی به یکدیگر. بعنوان یک جامعهشناس نگران هستم. در یکی دو دهه آینده شاهد مردانی آویخته در مقابل زنانی فرهیخته خواهیم بود. شاهد حسادت، لجبازی، سرخوردگی و پنهان شدن پشت تعصبات به قصد اذیت کردن زنان.



پس از تماشای این عکس ممکن است افکارمنفی یامثبت زیادی در ذهنمان ایجاد شود
اما پس از درک واقعیت ممکن اشک درچشمان ما
جمع شود. در سرزمین روم، پیرمردی به اعدام محکوم شد و مجازات او «گرسنگی تا هنگام مَرگ» تعیین شد. به دستور حاکم روم، فقط به دخترش اجازه ملاقات داده میشد
اما او اجازه نداشت برای پدر غذا و نوشیدنی ببرد. پدر، هر روز ضعیف تر و نحیف تر و استخوانی تر میشد و چیزی ازعمرش باقی نمانده بود. در این ایام
دخترش تازه مادر شده بود. وی برای نجات جان پدر هر روز از سینه های خود به او شیر می داد. پیرمرد کم کم توانست روزهای بیشتری را زنده بماند و این موضوع مورد تردید
زندانبان قرارگرفت که ناخودآگاه وارد سلول شد و دختر را در حال شیردادن به پدر مشاهده کرد. تمام بدن زندانبان به لرزه افتاد چرا که چنین عملی «حدود خدا» را شکسته بود،
خیلی زود خبر به دادگاه وقت رسید. برخلاف انتظار، حکم آزادی پدر صادر شد! این حکم صرفا بخاطر نهایت «عشق دختر» به پدر صادر شد. این مجسمه هم در سر در ورودی
زندان روم نصب شد تا نماد «عشق و فداکاری» یک زن باشد.
آری گاهی یک زن می تواند هم مادر، هم خواهر، هم همسر و هم دختر باشد!
شاهنامه کتابی است که زن در سراسر آن حضور دارد؛ برعکس ایلیاد هُمر که در آن سیمای زن پریدهرنگ و گذراست. زن در ایلیاد آتش فاجعه را برمیافروزد و خود کنار مینشیند. هلن که زیبایی شوم و تباهکنندهاش موجد جنگ است. اینگونه است کریزئیس که ناخواسته نزاع بین آگاممنون و اشیل را باعث میشود.
در دوران پهلوانی شاهنامه حضور زن لطف و گرمی و نازکی و رنگارنگی به ماجراها میبخشد و با آنکه قسمت عمدهٔ داستانها شامل جنگ و کشتار و نزاع و خرابی است، وجود او موجب میشود که این کتاب در ردیف لطیفترین آثار فکری بشر قرار گیرد.
این زنها هستند که به داستان تراژیک آب و رنگ بخشیدهاند. اگر تهمینه نبود مرگ سهراب آنقدر مؤثر و غمانگیز جلوه نمیکرد. همینگونه است مرگ فرود اگر جریره نبود، و مرگ سیاوش اگر فرنگیس نبود، و مرگ اسفندیار اگر کتایون نبود، و مرگ رستم و تراژدی زال، اگر رودابه نبود.
شاهنامه بر خلاف آنچه در نزد اشخاص ناآشنا معروف شده یک کتاب ضدّ زن نیست. در تمام دوران پهلوانی، از سودابه که بگذریم، یک زن پتیاره دیده نمیشود. اکثر زنان در شاهنامه نمونهٔ بارز زن تمامعیار هستند. در عین برخورداری از فرزانگی و بزرگمنشی، از جوهر زنانگی و زیبایی نیز به نحو سرشار بهرهمندند. حتی زنانی که خارجی هستند چون با ایران میپیوندند، از صمیم قلب ایرانی میشوند و جانب نیکی را که جانب ایران است میگیرند.
رابطه زن و مرد بیآنکه به تکلّف و تصنّع گراییده باشد از تمدّن و فرهنگ برخوردار است.
ما تنها یک مورد میبینیم که عشق به کام نمیرسد و آن عشق ناگهانی سهراب به گُردآفرید است.
تنها یک مورد عشق ناپاک و نارواست و آن عشق سودابه به سیاوش است. در چهار مورد از شش مورد، اظهار دلدادگی نخست از طرف زن میشود.
زن در شاهنامه برای ابراز عشق جسارت بیشتری دارد. این بیپروایی به استثنای سودابه بههیچ وجه مانع پاکدلی و پاکدامنی نیست.
چهار زنی که در اظهار عشق پیشقدم هستند: تهمینه به رستم، سودابه به سیاوش، منیژه به بیژن و کتایون به گشتاسب. عشق زال و رودابه در یک زمان ابراز میشود. در یک مورد مرد در ابراز عشق پیشقدم میشود و آن سهراب است.
آواها و ایماها، صص ۱۸–۱۳.

هشتم مارس سال ۱۹۰۸ میلادی بعد از گذشت بیش از پنجاه سال، کارگران زن کارخانه ی نساجی کتان در شهر نیویورک به دلیل حقوق پایین و تبعیض نژادی دست به اعتصاب زدند، صاحب این کارخانه به همراه نگهبانان بخاطر جلوگیری از همبستگی کارگران بخش های دیگر با اعتصاب گران و عدم سرایت آن به بخش های دیگر ، این زنان را در محل کارشان محبوس ساخت و بعدا به دلایل نامعلوم کارخانه آتش گرفت و فقط تعداد کمی از زنان توانستند از این حادثه نجات یابند و مابقی ۱۲۹ تن از زنان کارگر در این آتش سوختند …
به همین دلیل روز هشتم مارس بطور سنتی بنام روز مبارزه زنان علیه بی عدالتی و فشار علیه زنان در خاطره ها باقی ماند…
روز هشتم مارس صرفا متعلق به همسر و یا مادرانمان نیست… بلکه به منظور مبارزه با بی عدالتی علیه جنس زن نامگذاری شده است.

اولین دختران دیپلمه ایران سال ۱۳۰۷

روانشناسانی که روی انگیزه های افراد مطالعه میکنند دریافته اند که بسیاری از زنان موفق، پدرانی داشته اند که استعداد آن ها را پرورش داده و باعث شده اند تا از کودکی احساس جذابیت و دوست داشتنی بودن کنند.
"ماجوری لوزاف" دانشمند علوم اجتماعی به مدت چهار سال روی زنان موفق مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که وقتی پدران با دختران خود مانند افراد جالب و شایستهی احترام و تشویق رفتار میکنند آنها به زنان موفق تری بدل میشوند. "احساس" زنانی که چنین رفتاری از جانب پدر خود میدیدند این بوده که پرورش استعدادها در آنها باعث به خطر افتادن زنانگی نمی شود.
این پدران علاقه زیادی به زندگی دختران خود نشان می دادند و آنها را تشویق می کردند تا بطور فعال به زندگی حرفه ای یا علاقمندی های خود در زمینه سیاست، ورزش یا هنر توجه نشان دهند.
زنانی که تایید و پذیرش پدر را احساس کرده اند، اطمینان دارند که از سوی دنیا پذیرفته خواهند شد.
غیاب زنان در عرصهی علم و هنر در طول تاریخ همواره برایم جای سوال داشت و متقاعد شده بودم که در روزگاران قدیم به دلیل موانع ساختاری و نظام مردسالاری حاکم بر جوامع، اساساً زن پرسشگر، متفکر و هنرمند امکان ظهور نداشته است و در نتیجه علم و هنر همواره در انحصار مردان بوده است.
کمی بعد متوجه شدم که این گونه هم نبوده که هیچ زن دغدغهمند و آفرینشگری وجود نداشته، بلکه مسئله دستان پنهان و آشکاری بوده است که نام این زنان نامآور را در تاریخ از قلم انداختهاند.
"آرتمیزیا جنتیلسکی"، نقاش برجستهی ایتالیایی در عصر باروک، از جمله معدود زنانی بود که توانست بر محدودیتها و قیودی که گریبان هر زنی
را در آن دوران گرفته بود فایق آید، خود را به عنوان یک هنرمند به دیگران بقبولاند و از خلال هنر نقاشی استقلال و عاملیت خود را به اثبات برساند.
در نقاشیهای جنتیلسکی، زن و زنانگی به غایت متفاوت از آنچه که به کرات در نقاشیهای دیگر دیده میشود بازنمایی شده است و این درواقع محصول همین اتفاق است که یک زن، خود پشت سه پایه مینشیند و هویت زنانه را به تصویر میکشد، نه یک مرد. اینک، زن و زنانگی ابژهی نقش آفرینی مردان نقاش نیست که در هیبت یک موجود صرفاً زیبا، نظارهگر و یا به عنوان یکی از اجزای نسبتاً فرعی یک صحنه بازنمایی شده باشند. بلکه در کارهای او زنان سوژهی اصلی و مرکز توجهاند و به طرز افراطیای کنشگرند.
نکتهای که دربارهی نقاشیهای جنتیلسکی بسیار گفته میشود، این است که یک نوع خشونت و انتقام تصویری در کارهایش به وضوح دیده میشود که ریشه در تجاوز معلم نقاشی دوران نوجوانی او دارد. اگر هم چنین دیدگاهی بجا باشد و این اتفاق الهامبخش بسیاری از آثارش بوده باشد، جنتیلسکی ژست یک قربانی را به هیچ وجه به خود نمیگیرد و بالعکس، روح مبارزه در آثارش بسیار مشهود است. خشونت و تهاجم موجود در برخی از نقاشیهای جنتیلسکی شاید بیش از آن که واکنشی به آن واقعهی خاص دوران نوجوانیاش باشد، بیشتر بازنمایی مقاومت و استقامتی که به عنوان یک زن در راه هنر به خرج داده است میباشد.
بنابراین، اهمیت آثار جنتیلسکی از چندین جهت غیرقابل انکار است و یکی از قابل تأملترین ابعادش این است که او با قلم و تجربه زیستهی خود زنانگی را به شیوهای غیر از شیوهی معمول، که بیشتر نقشی منفعل و نمایشی دارد، به تصویر میکشد.
Artist: Artemisia Gentileschi
بازنشر از سال ۱۳۹۷.
"زنها نیاز دارند احساس امنیت داشته باشند تا بتوانند در روابط صمیمی خود آرامش و اعتماد بهنفس داشته باشند." این حقیقتی ساده و در عین حال بسیار نیرومند است؛ هنگامی كه ما زنها احساس امنیت میكنیم در بهترین اندازههای خود ظاهر میشویم. بدینمعنا كه آرامش بیشتر و نگرانی كمتر، اعتماد بهنفس بیشتر و ناامنی كمتر، و بالاخره استقلال بیشتر و توقع كمتری خواهیم داشت. ما زنها به حكم میدانیم هر گاه احساس امنیت داریم به آنچه مطلوب خود و نیز مطلوب مرد زندگیمان است نزدیكتر میشویم .
رازهایی درباره زنان
پرسیدند که آیا دریا زن است یا مرد؟!
پرسشی که پاسخ هم در خود سؤال نهفته است!!
دریا اسم دختر است.
آیا توجه کرده اید، وقتی که به بالا نگاه می کنیم؛
آسمان، خورشید، ستاره، ناهید، زهره، مهتاب، باران، به نامِ خانم هاست؛
به دریا نگاه می کنیم؛
مروارید، صدف، موج ، پری، به نام خانم هاست …
به باغچه نگاه میکنیم؛
شبنم، مریم، نسترن، رز، نرگس، یاس، نیلوفر، لاله، به نام خانم هاست.
به دشت نگاه میکنیم؛
آهو، غزال، گلشن، کژال به نام خانمهاست.
به دل کوه نگاه میکنیم
طلا، نقره، الماس، یاقوت، به نام خانمهاست.
به تن نگاه میکنیم؛
نفس، جان، گیسو، کمند، تن ناز، ماه رو به نام خانم هاست.
دیگر سوالی ندارم.
این چه ابهت و حکمتی است که خود کلمه، «دنیـــــــــا» هم به نام خانم هاست.
ایرانیان صاحب چنین فرهنگ قوی و افتخار آمیز هستند و با خردگرایی تمام نامهای موجود در طبیعت را که به نوعی با زیبایی، ظرافت و عظمت روحی، روانی مرتبط هستند برای خانمها اختصاص داده. آیا چنین پدیدهای را در فرهنگهای دیگر سراغ دارید؟
تقدیم به مهر بانوهای ایران زمین.
امروز سالگرد نامگذاری کشور عزیزمان «ایــــــــــــران» است.
حتی نام «ایران» هم مختص خانم هاست.
در سال ۱۳۱۴ شمسی طبق بخشنامه وزارت امور خارجه و تقاضای دولت وقت و تصویب مجلس شورای ملی، نام رسمی «ایران» (به جای پارس و پرشیا) برای کشور ما انتخاب شد.
نامی که امروز ایران گفته میشود، بیش از ۶۰۰ سال پیش «اِران» تلفظ می شد.
زنده یاد سعید نفیسی نویسنده و پژوهشگر نامی ایرانی در دی ماه ۱۳۱۳ نام «ایران» را به جای «پرشیا» پیشنهاد کرده بود .
واژهٔ «ایران» بسیار کهن و پیش از آمدن آریایی ها به سرزمین مان گفته میشد و نامی تازه و ساخته و پرداختهای نیست…
واژه «ایران» از دو بخش درست شده است:
بخش اول «ایر» به معنی اصیل، نجیب، آزاده و شریف است؛ بخش دوم به معنی سرزمین، جا و مکان است. معنی کلی واژه ایران، «سرزمین آزادگان و نجیب زادگان» میباشد.
مرا شادی از نام ایران بود
دلم پر ز یاد نیاکان بود
ز ایران جهان پیش من گلشن است
همیشه ز یادش دلم روشن است
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
تقدیم به مهر بانوان ایران عزیزمان.
