banner

۹ خصلت اصلی علم

(۱) عینی (قابل مشاهده) بودن

دانش علمی عینی است. خیلی ساده عینی بودن یعنی قادر بودن به دیدن و قبول حقایق همانطور که هستتند و نه آنطور که شخص ممکن است که بخواهد باشند. عینی بودن یعنی شخص باید خودش را در مقابل خطر تعصب و گرایش به جهت خاصی یا اعتقاداتش، خواسته هایش، ارزش هایش و ترجیهاتش محافظت کند. عینی بودن طلب میکند که شخص همه انواع ملاحظات شخصی و نظری خود را کنار بگذارد.

(۲) قابل تایید و تصدیق بودن

علم تکیه بر داده های حس ها دارد، باین معنی که داده ها از طریق حس ها جمعآوری شده اند - چشم، گوش، بینی، زبان و لمس. دانش علمی بر پایه مدارک قابل تایید و تصدیق میباشند (مشاهدات فاکت های ملموس و عینی) بطوری که دیگر شاهدان بتوانند همان پدیده را مشاهده کنند، وزن و یا اندازه بگیرند و مشاهدات را از نظر درستی مورد بررسی و سنجش قرار دهند.

آیا خدا وجود دارد؟ آیا جهنم و بهشت و روح وجود دارند؟ این ها سئوالات علمی نیستند زیرا آنها را نمیتوان بصورت فاکت و یا عینی بررسی کرد. مدارم در مورد وجود آنها را نمیتوان از طریق حس هایمان جمعآوری کرد. علم برای همه چیز جواب ندارد. علم با آن سئوال هائی سر و کار دارد که در مورد آنها مدارک قابل تایید و تصدیق میتوان یافت.

(۳) از نظر اخلاقی خنثی بودن - جانبداری نمیکند

علم از نظر اخلاق خنثی است. علم فقط بدنبال دانش است. تعیین اینکه این دانش چطور استفاده شود بستگی به ارزش های اجتماعی دارد. دانش را میتوان در اختیار استفاده های گوناگونی قرار داد. دانش نیروی اتم را میتوان برای معالجه امراض استفاده کرد و یا با آن جنگاوری اتمی کرد.

خنثی بودن اخلاقی علم به معنی این نیست که دانشمند دارای ارزش نیست. منظور فقط این استکه او نمیباید اجازه دهد ارزش های شخصیش تداخل داشته باشد در طراحی و رفتار پژوهش هایش. در نتیجه دانش علمی خنثی در ارزشها و آری از ارزشها است.

(۴) شناسائی و اکتشاف بصورت سیستماتیک (بر مبنای قاعده)

یک پژوهش علمی یک نوع خاص از مراحل متوالی را اتخاذ میکند، یک نقشه سازمان داده شده یا طرحی از تحقیق برتی جمعآوری و تحلیل فاکت ها در مورد مسئله ای تحت مطالعه. بصورت کلی، این نقشه شامل چند مرحله علمی است - فرموله کردن فرضیه، جمعآوری فاکت ها، تحلیل فاکت ها (دسته بندی، کدگذاری، جدول بندی) و تعمیم دادن و پیش بینی کردن علمی.

(۵) قابل اتکا، قابل اعتماد و اطمینان بودن

دانش علمی میباید تحت وضعیت مقرر شده، نه یک بار، بلکه مکررا اتفاق بیفتد. قابل دوباره تولید کردن تحت وضعیت های مقرر شده باشد در هر جائی و هر زمانی. نتیجه گیری بر پایه یادآوری غیر جدی زیاد قابل اتکا نیست

(۶) دقیق بودن

دانش علمی دقیق است. مانند بعضی نوشته های ادبی مبهم نیست. بقول نویسنده «تنیسون» - هر لحظه یک نفر میمیرد و هر لحظه یک نفر متولد میشود- که این یک جمله ادبی است ولی علم نیست. برای آنکه یک علم خوب باشد میبایست چنین چیزی مانند این نوشته شود: «در هندوستان، طبق آمارسرشماری ۲۰۰۱، هر ده ثانیه، بطور متوسط، یک نفر میمیرد: هر چهار ثانیه، بطور متوسط، یک طفل متولد میشود». دقت نیاز به دادن عدد یا اندازه دقیق دارد. بجای گفتن اینکه «بیشتر مردم ضد ازوداج های عشقی هستند،» یک محقق علمی میگوید، «نود درصد مردم ضد ازدواج عشقی هستند».

(۷) درست بودن و صحت مطلب

دانش علمی درست است و صحت دارد. یک پزشک، همانند یک شخص عادی، نمیگوید که بیمار کمی تب دارد یا تب بالائی دارد بلکه بعد از اندازه گیری با کمک یک درجه دمای بدن، او با قطعیت میگوید بیمار تب ۱۰۱ درجه فارنهایت دارد.

صحت مطلب به سادگی یعنی حقیقت یا صحیح بودن یک بیان یا تشریح وضعیت با واژه های دقیق همانطور که هستتند بدون آنکه پریدن به نتیجه گیری های بدون تضمین

(۸) انتزاعی

علم بر روی یک سطح انتزاعی مراحل خود را طی میکند. یک اصل عمومی علمی بصورت پیشرفته ای انتزاعی است. علم علاقه ای ندارد که یک تصویر واقعه گرانه ارائه کند.

(۹) قابل پیش بینی بودن

دانشمندان صرفا پدیده تحت مطالعه را تشریح نمیکنند بلکه آنها سعی در توضیح و پیش بینی آن نیز دارند. در مقایسه با علوم طبیعی، در علوم اجتماعی درجه پیش بینی بصورت نمادید بسیار پائینتر است. آشکارترین دلائل آن پیچیده گی موضوعات تحت مطالعه و کافی نبودن کنترل و موارد دیگر است.



علوم

برگشت به خانه