

جهان پر از افرادی است که از اثرات زندگیهای نزیسته خود رنج میبرند. آنها تندخو، انتقادی یا سختگیر میشوند، نه به این دلیل که جهان نسبت به آنها بیرحم است، بلکه به این دلیل که به امکانات درونی خود خیانت کردهاند. هنرمندی که هرگز هنر نمیسازد نسبت به کسانی که این کار را میکنند بدبین میشود. عاشقی که هرگز ریسک عشق را نمیکند، به رمانس میخندد. متفکری که هرگز به یک فلسفه پایبند نمیشود، به خود باور میخندد. و با این حال، همه آنها رنج میکشند، زیرا در عمق وجودشان میدانند: زندگی که به آن میخندند، زندگیای است که قرار بود زندگی کنند.
