banner

صرف غذا در بریتانیا سالهای دهه ۵۰

eating uk

۱- «پاستا» یه چیز خوردنی نبود.

۲-«کاری» نام فامیل بود

۳- «بیرون بر» یک اصطلاح ریاضی بود.

۴- «پیتزا» یه چیزی بود در باره یک برج کج در ایتالیا

۵- «چیپس» فقط نوع ساده اش بود. تنها تنوع انتخاب با نمک یا بی نمک آن بود.

۶- برنج فقط بعنوان دسر پودینگ شیر خورده میشد

۷- Big Mac یک بارانی برای پوشیدن در روزهای بارانی بود.

۸- نان قهوه ای نانی بود که آدمهای فقیر میخوردند

۹- oil برای روغنکاری استفاده میشد و fat چربی برای غذا

۱۰- چای در قوری و از برگ چای درست میشد و هیچ وقت هم سبز نبود.

۱۱- از شکر در مطبوعات تعریف زیاد میشد و به عنوان طلای سفید در نظر گرفته میشد. قند شکر با کلاسی حساب میشد.

۱۲- ماهی انگشت نداشت (منظور ماهی معروف finger fish است)

۱۳-خوردن ماهی خام اسمش فقر بود و نه سوشی

۱۴- هیچکس اسم ماست بگوشش نخورده بود

۱۵- غذای سالم تشکیل میشد از هرچیزی که قابل خوردن بود

۱۶- کسانی که سیب زمینی را پوست نمیکندند تنبل حساب میشدند

۱۷- رستوران های هندی فقط در هندوستان بودند.

۱۸- پختن غذا در بیرون اسمش بود کمپینگ

۱۹- علف های دریایی غذا شناخته نمیشدند

۲۰- کباب حتی یک کلمه هم نبود چه برسد به اینکه غذا باشد

۲۱- آلوچه غذای دارویی بود.

۲۲- موزلی، (غذای صبحانه ترکیبی از غلات، انواع فندقه ها (آجیل) و میوه های خشک شده) غذای دام بود

۲۳- آب از شیرآب بیرون میآمد. اگر کسی پیشنهاد میداد که بطری کنند آنرا و قیمت بیشتر از بنزین روی آن بگذارند مردم بهشون میخندیدن

۲۴- و چیزی که ما هیچگاه و هرگز در سالهای ۵۰ و ۶۰ روی میزمان نداشتیم آرنج دست و تلفن بود.



برگشت به صفحه غذا

برگشت به خانه