اگر خط مستقیمی از کراچی و پاکستان به یک روستای کوچک به نام مانگکِت در میانمار رسم کنم و سپس یک کمان دایرهای با استفاده از آن خط به عنوان شعاع رسم کنم، میتوانم بیشتر جمعیت جهان را درون آن دایره محصور کنم. این دایره به نام دایره وائلری پریس شناخته میشود. این دایره تنها حدود ۱۴٪ از کل سطح زمین را شامل میشود، اما تقریباً ۵۳٪ از جمعیت جهان درون آن زندگی میکند.
در این منطقه بیابانهای وسیع، جنگلهای بارانی متراکم و زمینهای کوهستانی بسیار ناهموار وجود دارد که عموماً مناسب سکونت انسانی نیستند. با این حال، همین منطقه دارای بزرگترین دلتاهای رودخانهای در زمین است. در اینجا بارانهای شدیدتر رخ میدهد و در اینجا اکثریت محصولات غذایی جهان تولید میشود.
پس چرا اکثر انسانها این منطقه را برای زندگی انتخاب کردند؟ چرا این منطقه به عنوان شریان حیاتی سیاره در نظر گرفته میشود؟ تنها پاسخ در جغرافیا نهفته است، جغرافیایی که با شکلگیری هیمالیا به طور بنیادی تغییر کرد. هیمالیاها جوانترین رشتهکوه بزرگ روی زمین هستند و بعد از قطبهای شمال و جنوب، بزرگترین تجمع یخچالها را دارند. از این یخچالها و میادین برفی ۱۹ سیستم رودخانهای بزرگ جهان نشأت میگیرد.
برای درک چگونگی شکلگیری هیمالیاها و چگونگی تغییر جغرافیای آسیا و کل سیاره بعد از شکلگیری آنها، باید با صبوری این ویدیو را تا انتها تماشا کنید. بسیاری از بینندههای معمولی ما هنوز در کانال مشترک نشدهاند. از شما خواهش میکنیم که دنبال کنید، مشترک شوید و نوتیفیکیشنها را فعال کنید تا بهروز باشید.
دوستان، حدود ۵۵۰ میلیون سال پیش، چندین قاره با هم ادغام شدند تا یک سوپر قاره به نام گوندوانا لند شکل دهند. آفریقا، استرالیا، آمریکای جنوبی و صفحه تکتونیکی هندی همه بخشی از این سوپر قاره بودند. بعدها قاره یورآمریکا نیز به گوندوانا لند پیوست.
به عبارتی دیگر، تقریباً تمام توده زمینی زمین به هم پیوسته و سوپر قاره بزرگتری به نام پانگهآ تشکیل دادند. به دلیل تکتونیک صفحهای، پانگهآ در نهایت شروع به از هم پاشیدن کرد. حدود ۱۸۰ میلیون سال پیش، صفحه قارهای هندوستان شروع به جدایی از گوندوانا لند کرد.
این آغاز سفر فوقالعاده شمالی صفحه هندی بود. در عرض تنها ۷۰ میلیون سال، این صفحه تقریباً ۹۰۰۰ کیلومتر در اقیانوس سفر کرد. در نگاه اول، این ممکن است غیرعادی به نظر نرسد.
اما برای درک این سرعت، باید در زمانهای زمینشناسی فکر کنیم. صفحات قارهای معمولاً با سرعت حدود ۵ سانتیمتر در سال حرکت میکنند، در حالی که صفحه هندی با سرعتی نزدیک به ۲۰ سانتیمتر در سال به سمت شمال پیش میرفت، تقریباً چهار برابر سریعتر از دیگران. تصور کنید میلیونها سال پیش زمانی که سرزمین هندی یک جزیره وسیع در دریاهای گرم جنوبی بود.
این سرزمین از گوندوانا لند در نیمکره جنوبی جدا شده و به سرعت به سمت یوراشیا در نیمکره شمالی در حرکت بود. در آن زمان، اقیانوس تتیس بین آنها قرار داشت که بستر آن با موجودات کوچک تشکیلدهنده فسیل مانند تریلوبیتها و کرینوئیدها مسکونی بود. کمکم، صفحه هندی به سمت شمال حرکت کرد و به شدت با صفحه یوراسیایی برخورد کرد.
و همانطور که میدانیم، هر چه برخورد سختتر و سریعتر باشد، واکنش قویتری ایجاد میکند. این برخورد monumental زاده رشتهکوه هیمالیا بود. این برخورد حدود ۷۰ میلیون سال پیش آغاز شد و پوسته زمین همچنان امروز نیز به هم پیچیده و بالا میرود.
این برخورد فقط کوهها را ایجاد نکرد. بلکه به طور بنیادی اقلیم، تنوع زیستی و شیوه زندگی انسانها را تغییر داد. بدون هیمالیا، آسیا امروز و حتی اقلیم جهانی به طور کامل متفاوت بود.
هیمالیاها به طول تقریبی ۲۴۰۰ کیلومتر کشیده شده و به چهار رشته موازی تقسیم میشوند: تپههای شیوالیک در جنوب، هیمالیاهای کمتر، هیمالیاهای مرکزی بزرگ و هیمالیاهای تبتی در شمال. عرض آنها از ۳۵۰ کیلومتر در غرب تا ۱۵۱ کیلومتر در شرق متغیر است.
این رشته کوهها across نپال، هند، چین، میانمار، بوتان، پاکستان و افغانستان گسترده شدهاند. روند شکلگیری هیمالیا خود یک حماسه است. صفحه هندی همچنان هر سال چند سانتیمتر به سمت شمال حرکت میکند.
در نتیجه، هیمالیاها هنوز با نرخ حدود ۵ میلیمتر در سال بالا میروند. این بالا رفتن تأثیرات اقلیمی عمیقی بر روی زمین داشته است. هوای مرطوب از اقیانوس هند با قلههای بلند هیمالیا برخورد کرده و به سمت بالا میرود، خنک میشود، متراکم میشود و ابرها را تشکیل میدهد و بارانهای سنگینی تولید میکند.
این سیستم موسمی تقریباً ۸۰٪ از بارشهای آسیای جنوبی را تأمین میکند. همچنین، هوازدگی شیمیایی سنگهای هیمالیایی دیاکسید کربن را جذب کرده و به خنک شدن جهانی کمک میکند. هیمالیاها حدود ۱۵۰۰۰ یخچال دارند که پس از قطبهای شمال و جنوب، سومین ذخیره بزرگ یخ روی زمین به شمار میروند.
نگرانیانگیز است که به دلیل تغییرات اقلیمی، هیمالیاها در ۴۰-۵۰ سال گذشته حدود ۱۳٪ از یخچالهای خود را از دست دادهاند و این کاهش همچنان تسریع میشود. وقتی به تمدنهای باستانی نگاه میکنیم، اهمیت هیمالیاها حتی بیشتر روشن میشود. تمدن دره هند، که حدود ۵۰۰۰ سال پیش ظهور کرد، در طول رودخانه هند رشد کرد.
شهرهایی مانند هاراپا و موهنجو-دارو به آب رودخانه و رسوبات حاصلخیز برای کشاورزی و تجارت وابسته بودند. تمدن هند در طول رودخانه گنگ شکوفا شد، جایی که امپراتوریهای موریه و گپتا به وجود آمدند و دین، فلسفه و هنر را پرورش دادند. تمدن چینی در کنار رودخانه زرد و یانگتسه رشد کرد، جایی که دودمانهای باستانی از آبیاری رودخانه برای ایجاد انقلابهای کشاورزی استفاده کردند.
در آسیای جنوب شرقی، رودخانه مکونگ نقش کلیدی در ظهور امپراتوری آنگکور ایفا کرد. همه این تمدنها بر روی رودخانههای هیمالیایی ایستاده بودند، آب و رسوب آنها غذا، تجارت و فرهنگ را فراهم میکرد. نام هیمالیا از سانسکریت آمده و به معنای «محل برف» است.
این نام به خدای هندو هیماوان، پدر پارواتی و الهه گنگا مرتبط است. هیمالیا همچنین زادگاه نظامهای بزرگ اعتقادی از جمله هندوئیسم، بودیسم و جینیسم است. وابستگی دنیای مدرن به هیمالیاها بسیار بیشتر از آن چیزی است که تصور میشود.
این رشته کوه غالباً به عنوان «برج آب جهان» شناخته میشود، زیرا یخچالها و میادین برفی آن، ۱۹ سیستم رودخانهای بزرگ را به وجود میآورند که به آسیای جنوبی و شرقی آب میرسانند. در شمال هیمالیا، کوه کلیش، یکی از مرموزترین کوههای زمین و در زیر آن، دریاچه ماناسروور واقع شده است. از این منطقه، سه رودخانه مهم جهان، یعنی هند، سوتلیج و برهمپوترا نشأت میگیرند.
حدود ۸۰٪ از جمعیت پاکستان در حوضه رودخانه هند زندگی میکنند که بزرگترین سیستم آبیاری جهان را در خود دارد و ۹۰٪ از تولیدات کشاورزی پاکستان را تأمین میکند. بیشتر رودخانه هند و شاخههای آن از طریق منطقه جامو و کشمیر هند به پاکستان وارد میشوند، به همین دلیل پاکستان به دنبال کنترل کامل کشمیر است. بدون هیمالیا، پاکستان به شدت شبیه یک بیابان خاورمیانهای خواهد بود.
در شرق کوه کلیش، رودخانهای به نام یارلون سانگپو در چین، برهمپوترا در هند و یامونا در بنگلادش جریان دارد. با اینکه هیچ پلی در جریان اصلی برهمپوترا نیست، هند و چین صدها سد بر روی شاخههای آن ساختهاند. به تازگی، چین شروع به ساخت بزرگترین سد دنیا بر روی حوضه اصلی برهمپوترا کرده و تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه را افزایش داده است.
در جنوب هیمالیا، صدها رودخانه، از جمله گنگ و یامونا، بارزترین منطقه حاصلخیز زمین را تشکیل میدهند که شمال هند و بنگلادش را در بر میگیرد. تقریباً ۶۰۰ میلیون نفر در حوضه گنگ-برهمپوترا-مگنا زندگی میکنند که با هم دلتا بزرگ بنگال را تشکیل میدهند، بزرگترین دلتا بر روی کره زمین. هند بیش از ۹۰۰ سد و پلیسازه در بالادست رودهایی مانند گنگ و تیستا ساختهاست، که در میان آنها، بند فاراکا به عنوان یکی از بدترین و مخربترین منصوب شدهاست.
در نتیجه، جریان آب در فصل خشک به بنگلادش ۶۰ تا ۷۰٪ کاهش یافته و منجر به فرسایش رودخانه، کاهش قابلیت کشتیرانی و کاهش ۵۰ درصدی تولید ماهی شده است. این سیاستها دلتا بزرگ جهان را به سمت فروپاشی زیستمحیطی پیش میبرند. از لبه جنوب شرقی هیمالیاهای شرقی، رودخانههای ایراوادی، سالوین و مکونگ نشأت میگیرند که شریان زندگی آسیای جنوب شرقی هستند.
دلتا مکونگ بالاترین تولید برنج جهان را دارد. رودخانه مکونگ به شش کشور میگذرد که بالاترین تعداد بین رودهای هیمالیایی است. در حالی که این رود برای قرنها کشاورزی و تنوع زیستی را تأمین کرده است، چین به تازگی دهها سد در بالادست آن ساخته که شامل ۱۳ سد در کانال اصلی مکونگ است که باعث میشود این رود پرقدرت در تابستان خشک شده و به تنوع زیستی منطقه آسیب بزند.
از هیمالیاهای شرقی و فلات تبت صدها رودخانه نشأت میگیرند، از جمله رودخانههای یانگتسه و زرد چین. یانگتسه در طول تاریخ سومین رودخانه بلند جهان و بلندترین در آسیاست. این رودخانه کاملاً در چین جاری است و پایهگذار کشاورزی و اقتصاد چین به شمار میرود.
حدود ۳۰۰ میلیون نفر در کنار سواحل آن زندگی میکنند. چین بر روی کانال اصلی آن سد سه دره را ساخته است، بزرگترین سد جهان که ۲۲۰۰۰ مگاوات برق تولید میکند. قدرت جغرافیایی چین به دلیل وجود هیمالیا است.
ظهور چین به عنوان یک ابرقدرت تحت تأثیر جغرافیا بوده و معمار اصلی آن جغرافیا، رشتهکوه هیمالیا است. ممکن است تعجب کنید که ۴۰-۵۰٪ از جمعیت جهان در مناطق وابسته به هیمالیا زندگی میکنند. یخچالهای هیمالیا به ۴۰٪ از بشریت، حدود ۳.۵ میلیارد نفر آب تأمین میکنند.
رودخانههای آن ۲.۴ میلیارد زندگی را ادامه میدهند. دوستان، هیمالیا تقریباً نیمی از سیستم اقتصادی جهانی را تحت تأثیر قرار میدهد. کشاورزی، صنعت و گردشگری در این منطقه وسیع به آب و منابع هیمالیا وابسته است.
پتانسیل تولید برق آبی هیمالیا بیش از ۱۰۰۰۰۰ مگاوات است و بخش عمدهای از برق آسیا را تأمین میکند. اما این وابستگی یک روی تاریک نیز دارد. هیمالیاها حدود ۹۰۰۰۰ یخچال دارند که معیشت ۱۲۹ میلیون کشاورز را تأمین میکنند.
در آینده، حجم یخچالها ممکن است ۶۵٪ کاهش یابد و بر تعداد زیادی از افراد تأثیر بگذارد. حداقل ۲۰۰۰۰ سد در حال حاضر بر روی رودهای هیمالیایی ساخته شدهاند که جریانهای طبیعی را تغییر میدهند و بزرگترین دلتاهای جهان را به سمت نابودی پیش میبرند. اکنون سؤال این است که چه کسی بر هیمالیاها کنترل دارد؟ با اینکه اقلیم آسیای جنوبی، آسیای جنوب شرقی و آسیای شرقی به هیمالیاها بستگی دارد، کنترل این منطقه عمدتاً در دستان دو کشور، هند و چین است.
این دو قدرت بزرگ کلیدهای رودهای هیمالیا را در اختیار دارند و ۱۵۰۰۰ سد ساختهاند که تنوع زیستی پاییندست را از بین میبرد. اختلافات آبی بین هند و پاکستان قبلاً تنشهای شبیه به جنگ را ایجاد کردهاند. بهطور مشابه، محدودیتهای چین بر جریانهای آبی باعث ایجاد خشم عمیق در آسیای جنوب شرقی شده و احتمال جنگهای آبی آینده را بالا برده است.
ساخت اولین سوپر سد در چین تنشها با هند را افزایش داده است. بسیاری از تحلیلگران ژئوپلیتیکی هشدارهای جدی دادهاند که درگیریها بر سر کنترل هیمالیا ممکن است به یک بحران جهانی تبدیل شود. در نهایت، نیمی از بشریت و بخش بزرگی از اقتصاد جهانی به هیمالیاها وابسته است.
اگر این منبع به طور مسئولانه مدیریت نشود، آسیب محدود به هیمالیاها نخواهد بود. این بر کل سیاره تأثیر خواهد گذاشت. صدها میلیون نفر میتوانند جان خود را از دست بدهند.
خلاصه اینکه، اگر هیمالیاها دچار فروپاشی شوند، جهان با آنها فرو میپاشد. بنابراین، قدرتهای جهانی و ملتهای اخلاقی جهان باید به این واقعیت پی ببرند که این سیاره ملک خصوصی آنها نیست. مردم خواهند آمد و خواهند رفت، اما ما باید اطمینان حاصل کنیم که نسلهای آینده این دنیا را به عنوان یک نفرین به ارث نبرند.
دوستان، از اینکه این مستند طولانی را تماشا کردید سپاسگزاریم. منابع در جعبه توصیف ارائه شدهاند. لطفاً اصلاحات را در نظرات بنویسید، ویدیو را به اشتراک بگذارید تا از ما حمایت کنید و با پیروی و مشترک شدن با Geostory همراه باشید.
تاریخچهی «اثر مرکاتور» (Mercator Projection) را جراردوس مرکاتور، جغرافیدان و نقشهکش فلاندری (بلژیک امروزی)، در سال ۱۵۶۹ میلادی معرفی کرد. هدف اصلی مرکاتور این بود که دریانوردها بتونن روی نقشه به راحتی مسیرهای مستقیم (خطوط لُکسودورم) رو دنبال کنن. برای همین، نقشهاش تحولی بزرگ در عصر اکتشافات دریایی بود.
مشکل اصلی این نقشه مرکاتور برای اینکه زمین کروی را روی صفحه صاف نشون بده، خطوط طول و عرض جغرافیایی را طوری کشید که زاویهها درست بمونن (یعنی «نقشه همزاویهای» یا Conformal Projection باشه). اما این کار باعث شد اندازهی واقعی کشورها و قارهها تغییر کنه: هرچی به قطبها نزدیکتر بشیم، کشورها بزرگتر از واقعیت دیده میشن. مثلا گرینلند روی نقشهی مرکاتور تقریباً به اندازهی آفریقاست، درحالیکه آفریقا ۱۴ برابر بزرگتره! — اثر روی دید ما از ایران ایران هم به خاطر این خطای نقشه، کوچکتر از واقعیت نشون داده میشه. ولی در اصل ایران با ۱.۶۴۸.۰۰۰ کیلومتر مربع، در رتبهی ۱۸ جهان قرار داره و از خیلی کشورهایی که بزرگ دیده میشن، وسیعتره.
نتیجه اثر مرکاتور از نظر علمی برای دریانوردی فوقالعاده بود، اما در دنیای امروز باعث برداشتهای اشتباه از اندازه و اهمیت جغرافیایی کشورها شده. برای همین امروزه نقشههای جدیدتری مثل پترز (Gall–Peters Projection) یا وینکلتریپل (Winkel Tripel) پیشنهاد میشن که اندازهی کشورها رو واقعیتر نشون بدن.
منبعها برای اعتبار تاریخی: Snyder, J. P. Flattening the Earth: Two Thousand Years of Map Projections (1993) Brotton, J. A History of the World in Twelve Maps (2012) Britannica, “Mercator Projection”
آیا میدانستید که آفریقا در واقع بسیار بزرگتر از آن است که جهان به نظر میآید؟ نقشههایی که معمولاً مشاهده میکنیم بر اساس چیزی به نام پروجکشن مرکاتور است (Mercator Projection) که روشی است که سعی میکند زمین گرد را به یک سطح دو بعدی تبدیل کند. و در این فرآیند، اندازه واقعی قارهها را کاملاً تحریف میکند. به عنوان مثال، گرینلند و آفریقا در اکثر نقشهها اندازههای مشابهی به نظر میرسند. اما در واقع، آفریقا ۱۴ برابر بزرگتر از گرینلند است. در واقع، گرینلند حتی کوچکتر از یک کشور آفریقایی، جمهوری دموکراتیک کنگو است.
حالا بیایید درباره روسیه صحبت کنیم. در نقشهها، روسیه به نظر میرسد که عظیم است، تقریباً بزرگتر از آفریقا. اما حقیقت این است که میتوانید روسیه را در داخل آفریقا جای دهید، دو بار. و این همه چیز نیست. ایالات متحده، چین، هند، ژاپن و تمام اروپا، همه میتوانند همزمان در داخل آفریقا جا بگیرند.
